هشت هفته سکوت در تالار مس؛ رکود یا افشای یک حقیقت تلخ؟

admin

۰۳ اسفند ۱۴۰۴

هشت هفته متوالی است که کاتد مس در بورس کالای ایران روی قیمت پایه معامله می‌شود. نه رقابتی شکل می‌گیرد، نه هیجانی دیده می‌شود، و گاهی حتی تمام عرضه نیز خریداری نمی‌شود. بازاری که روزگاری یکشنبه‌هایش ضربان داشت، حالا به‌جای تپش، در سکوتی قابل پیش‌بینی فرو رفته است.

نقطه عطف، ۱۴ دی ۱۴۰۴ بود؛
زمانی که دولت تصمیم گرفت ارز توافقی را حذف و نرخ ارز را به سمت تک‌نرخی شدن هدایت کند. فرمول قیمت پایه کاتد که پیش‌تر بر مبنای میانگین جهانی ضربدر دلار توافقی (حدود ۷۰ هزار تومان) محاسبه می‌شد، ناگهان با دلار تالار ارز (حدود ۱۰۰ هزار تومان) سنجیده شد. نتیجه؟ جهش حدود ۳۰ درصدی قیمت پایه در یک هفته.

طبیعی بود که اعتراض‌ها بلند شود. برخی دوستان با حرارت از «آسیب به اقتصاد کشور» سخن گفتند — هرچند معمولاً منظور از اقتصاد کشور، اقتصاد شرکت خودشان بود. اما سؤال اصلی اینجاست: آیا سیاست جدید اشتباه است؟ یا صرفاً منافع برخی بازیگران را محدود کرده است؟

اگر کمی منصف باشیم، باید یک واقعیت را بپذیریم. در دوره ارز ارزان، قیمت پایین الزاماً به مصرف‌کننده نهایی نمی‌رسید. در عوض دو حالت اتفاق می افتاد:

  • یا رقابت‌های ۴۰ و حتی ۵۰ درصدی شکل می‌گرفت و ما در کشوری با ذخایر غنی مس، فلز را بالاتر از قیمت جهانی خریداری می‌کردیم.
  • یا وقتی کاتد ارزان خریداری می‌شد، آیا محصول نهایی هم ارزان فروخته می‌شد؟ یا راهکارهایی برای فروش با نرخ‌های بالاتر همیشه پیدا می‌شد؟

واقعیت این است که دوره ارز رانتی، فضای مناسبی برای شکل‌گیری شرکت‌های کاغذی فراهم کرده بود.
کارخانه‌هایی با تابلو و ماشین‌آلات نمایشی، سهمیه‌های واقعی دریافت کردند. در بازدیدها گاهی چراغی روشن نبود، اما در لیست سهمیه، نامشان پررنگ بود

اکنون با حذف فاصله ارزی، سؤال اساسی مطرح می‌شود:

  • آیا همان مدل‌های سوداگرانه هنوز جذاب‌اند؟
  • آیا خرید کاتد با قیمت واقعی، همچنان برای آن بازیگران جذاب است؟

کاهش تقاضای سفته‌بازانه در این هشت هفته، یک پیام روشن دارد.
اگر سازمان‌های بالادستی دقیق بررسی کنند که چه کسانی در این دوره خریدار بوده‌اند، می‌توانند به‌سادگی میان تولیدکننده واقعی و سهمیه‌دار کاغذی تفکیک قائل شوند. این داده‌ها، شاید از هزار گزارش بازرسی گویاتر باشند.

درست است؛ هیجان تابلو کمتر شده.
اما شاید آنچه از دست رفته، هیجان سفته‌بازی باشد، نه رونق تولید.

بازار امروز پیش‌بینی‌پذیرتر است.
قیمت‌ها در بازار آزاد حتی زیر نرخ بورس معامله می‌شوند.
این یعنی بازار از شوک‌های مصنوعی فاصله گرفته است.

نمره این سیاست صد از صد نیست. تک‌نرخی کردن ارز پروژه‌ای یک‌شبه نیست و وابسته به متغیرهای کلان فراوانی است.
اما اگر هدف کوتاه کردن دست رانت بوده، نمی‌توان منکر شد که بخشی از مسیر طی شده است

اکنون زمان یک گام تکمیلی است:

تفکیک دقیق سهمیه‌های تولیدی واقعی از شرکت‌های کاغذی.
اگر این حلقه اصلاح شود، صنعت مس می‌تواند به جای هیجان‌های مقطعی، بر پایه شفافیت و تولید پایدار بدرخشد.

شاید امروز تابلو آرام‌تر باشد،
اما گاهی سکوت بازار، نشانه بیماری نیست — نشانه جراحی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *