در حالی که قیمت جهانی مس به ۱۰,۳۵۰ دلار در هر تن رسیده و نرخ ارز آزاد نیز در محدوده ۱۰۸ هزار تومان قرار دارد، محاسبه ساده نشان میدهد که قیمت واقعی هر کیلوگرم مس در بازار داخلی باید حدود ۱،۱۲۰،۰۰۰ تومان باشد. این عدد مرز تعادل جهانی است. حتی اگر تنها دو درصد هزینههای مرتبط با ناترازی انرژی و تأمین سرمایه را هم در نظر بگیریم، عدد منصفانهتر برای تعادل بازار باید چیزی فراتر از این مقدار باشد.
با وجود این، معاملات اخیر کاتد در بورس کالا در سطح ۸۰۰,۰۰۰ تومان انجام شده است؛ فاصلهای چشمگیر که نشاندهندهی شکلگیری یک حباب منفی بزرگ در بازار داخلی مس است.
علت اصلی این وضعیت، عرضهی مستمر و فراتر از نیاز داخل توسط شرکت صنایع ملی مس ایران از یکسو و اعمال محدیدت سهمیه خرید توسط وزارت صمت از سوی دیگر است؛ بهگونهای که این شرکت بهطور مداوم حدود ۴,۰۰۰ تن کاتد عرضه میکند، در حالی که این میزان حدود ۶۰ درصد بیش از مصرف داخلی است. همچنین محدودیت سهمیه خریداران باعث عدم ثبت تقاقای واقعی میشود. بدیهی است در چنین شرایطی شاهد فشار کاهشی بر قیمتها و ایجاد این حباب منفی خواهیم بود.
نکته مهم اینکه این حباب با کوچکترین تغییر در سیاستهای عرضه شرکت ملی مس به سرعت در هم خواهد شکست. چه این تغییر به شکل کاهش حجم عرضه باشد، چه تغییر در زمانبندی تحویل، یا حتی تغییر در شیوه تسویه (نقدی یا اعتباری)، در همه حالتها شکاف فعلی پایدار نخواهد ماند. علاوه بر این، اگر محدودیتهای سهمیهای برای خریداران برداشته شود و امکان رقابت آزاد میان متقاضیان فراهم گردد، بازار به سرعت به سمت قیمتهای تعادلی حرکت خواهد کرد و اختلاف امروز محو میشود.
در نهایت باید توجه داشت که ادامه چنین روندی میتواند به شکلگیری یک شبکه رانتی بزرگ منجر شود؛ شبکهای که نهتنها شفافیت بازار را از بین میبرد، بلکه کل زنجیره ارزش مس در کشور از تولیدکنندگان تا مصرفکنندگان نهایی – را با چالش جدی روبهرو خواهد کرد.