چرا نگاه تکصنفی میتواند به زنجیره کامل صنعت مس ضربه بزند؟
در روزهای اخیر، آقای دکتر کوروش شعبانی – عضو هیئتمدیره انجمن مس ایران – پیشنهادی ارائه کردهاند که بر اساس آن، عرضه کاتد مس در بورس کالا باید کاهش یابد تا با ایجاد رقابت، قیمتها بالا برود و تولیدکنندگان کوچک کاتد بتوانند به حیات خود ادامه دهند.
اگرچه دغدغه حمایت از تولیدکننده داخلی قابل احترام است، اما این راهکار یک اشتباه استراتژیک و نمونه بارز نگاه تکصنفی به بازاری پیچیده و چندلایه است. چنین سیاستی نهتنها مشکل اصلی را حل نمیکند، بلکه با فشار بر دهها صنعت پاییندستی، کل زنجیره ارزش مس را وارد بحران میکند.
۱. مشکل اصلی قیمت، حجم عرضه نیست
قیمت کاتد در بورس کالا امروز نه به دلیل عرضه بیشازحد، بلکه به دلیل فرمول قیمتگذاری بر اساس دلار مبادلهای ۷۱ هزار تومانی در مقابل دلار آزاد ۹۳ هزار تومانی پایینتر از واقعیت بازار است.
این اختلاف ۳۰ درصدی باعث شده که حتی اگر عرضه کاهش یابد، باز هم کشف قیمت در بورس، از واقعیت بازار جهانی مس فاصله بگیرد. در چنین ساختاری، دستکاری حجم عرضه صرفاً شکل دیگری از مداخله غیرکارآمد است.
۲. آسیب مستقیم به صنایع پاییندستی
افزایش مصنوعی قیمت کاتد یعنی بالا رفتن بهای مواد اولیه برای:
- صنایع تولید مفتول
- سیم و کابلسازی
- تسمه و ورق مسی
- تولیدکنندگان لوله مسی
- دهها صنعت دیگر که مستقیماً از کاتد یا نیمهساختههای مسی تغذیه میشوند
این صنایع که بخش بزرگی از اشتغال و صادرات غیرنفتی کشور را تشکیل میدهند، با کوچکترین شوک قیمتی در مواد اولیه، یا قیمت محصولاتشان غیررقابتی میشود یا به تعطیلی کشیده میشوند. حمایت از یک بخش به قیمت زمینزدن چندین بخش دیگر سیاست صنعتی نیست، بلکه اشتباه مدیریتی است.
۳. تجربههای پیشین: ناکارآمدی راهکارهای دستوری
بازار فلزات در ایران بارها تجربه مداخلات قیمتی از طریق کاهش یا افزایش عرضه را داشته است. این روشها معمولاً موقتی، پرهزینه و غیرپایدار بودهاند، زیرا مشکل اصلی در سازوکار قیمتگذاری و ساختار بازار است، نه صرفاً حجم عرضه. کاهش عرضه، محدودیت فروش، یا افزایش دستوری قیمت برای حمایت از یک گروه خاص. نتیجه همیشه یکسان بوده:
- جهش کوتاهمدت قیمت
- افزایش التهاب بازار
- آسیب به صنایع مصرفکننده
- و در نهایت بازگشت به نقطه اول با خسارت بیشتر
۴. راهکار واقعی: حمایت هدفمند، نه مداخله قیمتی
اگر هدف حمایت از تولیدکنندگان کوچک کاتد است، ابزارهای درست و کمهزینهتری وجود دارد:
۱. خرید حمایتی بخشی از تولید این شرکتها توسط شرکت ملی مس و عرضه در شبکه صادراتی خود
۲. وامهای کمبهره برای عبور از شوکهای هزینهای (مانند افزایش ۱۰ برابری قیمت اسید)
۳. معافیت یا تخفیف در حقوق دولتی و هزینههای انرژی
۴. اصلاح فرمول قیمتگذاری در بورس کالا تا وابستگی صرف به دلار مبادلهای حذف شود
۵. جمعبندی: نگاه کلزنجیرهای، نه نسخه بخشی
نسخه پیشنهادی دکتر شعبانی بر پایه نیت خیر اما تحلیل ناقص بنا شده است. بازار مس یک زنجیره بههمپیوسته است و هر مداخلهای در یک حلقه، اثر موجی بر حلقات بعدی دارد.
حمایت واقعی یعنی تقویت همه حلقهها، نه نجات یک حلقه با غرق کردن بقیه.
اگر سیاستگذار با کاهش عرضه بخواهد قیمت را بالا ببرد، ممکن است چند تولیدکننده کاتد کوچک را نجات دهد، اما در عوض چندین صنعت پاییندستی را نابود کند. این همان مسیری است که تجربه بارها نشان داده پایانش رکود، تورم و بیثباتی بیشتر بازار است.